تبليغاتX
ناشر اندیشته های دموکراتیک

ناشر اندیشته های دموکراتیک

سیاسی ،اجتماعی و ادبی

 

 

به مناسبت تجلیل از مرحله نوین ششم جدی

 

بیست و نه سال قبل شادروان کارمل با حمایت قاطع و مستحکم مردم افغانستان

رژیم منحوس حفیظ الله امین را مضمحل و حمایت دولتی و مردمی را در کشور ایجاد نمودند .

این دور جدید حاکمیت مردمی شادروان کارمل افتخارات و پیروزی های چشمگیر و عالی را در برداشت .

افغانستان به کشوری مبدل شد که هزاران محصّل  از کشورهای سوریه ، سرزمین های فلسطینی ، عراق ، کو ریا ، جمهوری های شوروی ، جمهوری های سوسیالیستی شرق اروپا در پوهنتون دولتی کابل تحصیل میکردند و در پهلوی کادرهای افغانستان تربیه می شدند و این مثال خود میرساند که در زمان حاکمیت شادروان کارمل سطح فکری و شعوری مردم افغانستان تا جائیکه رشد کرده بود که کشورهای دیگر دنیا از افغانها می آموختند .

آمروز روز تجلیل از حاکمیت جدید حزب دموکراتیک خلق افغانستان تحت قیادت شادروان مرحوم ببرک کارمل میباشد .

ولی مز دوران بدنام اسراییل و صهیونیسم جهانی با استفاده از چند شبکه خبری مزدور مانند شمشاد ، نورین ، تمدن و غیره و میخواهند که جنایات ضد بشری و ضد انسانی خود را که از سال 1991 الی اکنون بر علیه مردم افغانستان ادامه میدهند ، پرده پوشی نمایند .

تاریخ مردم جهان شاهد است که در هیچ جایی دنیا و حتی نازی های المانی هم دست به چنین جنایات که رهبران مزدور و بدنام و نو کران اسراییل و امریکا در افغانستان مرتکب شدند ، نزده اند .

نه یک سرباز شوروی و نه هم یک سرباز افغان و نه هم یک رهبر حزب دموکراتیک خلق افغانستان دست به جنایات و اعمال منافی بشریت و انسانیت نزده اند .

در طول حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، رهبران حزب و سربازان اردوی افغانستان و شوروی برای خود زمین ها را چورنکردند .

هیچ سرباز شوروی و افغان و هیچ رهبر حزب دموکراتیک خلق افغانستان و با کمال سربلندی و افتخار باید گفت که بر هیچ طفل سه ساله تجاوز جنسی نکردند.

هیچ سرباز افغان و رهبر حزب دموکراتیک خلق افغانستان با کمال افتخار حلقه مزدوری و غلامی هیچ کشوری را به گردن نزدند و هیچ رهبر حزب دموکراتیک با سفارش های رسمی و غیررسمی هزاران سازمان استخباراتی به قدرت نرسیده اند .

با کمال افتخار ، شادروان کارمل و دیگر رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان تابعیت کشور افغانستان را داشتند و هیچ زمانی در خارج از کشور مانند رهبران بدنام امروز مزدوری و غلامی نکرده بودند.

شادروان کارمل کسی بود که در60 سال عمرپربارش در افغانستان زیست و تحمل کرد و در همین سرزمین به دیار جاویدان پیوست .

وی نه مزدور بود و نه هم کارمند استخبارات کدام کشور خارجی، بلکه مرحوم کارمل یک انسان بزرگوار تاریخ کشور ما و کسی بود که با حمایت مردمش برای تحولات دموکراتیک و ترقی کشورش مبارزه میکرد .

وی رهبران مزدور و بدنام و نو کران اسراییل و امریکا کدام پایگاه مردمی در کشور دارند ؟

همه این رهبران مزدور بدنام مشمول کرزی از استین امریکا ، انگلیس ، ایران بو جود آمده و تمویل و تجهیز می شوند .

حتی دوستم که به اصطلاح عام از خیرات سر حزب دموکراتیک خلق افغانستان و مرحوم کارمل از یک انسان گم نام به یک رهبر و فرمانده مبدل شد ، امروز با چه بی شرمی و وقاحت از تجاوز شوروی سخن میگوید و افتراحات را علیه مرحوم کارمل مطرح میسازد .

مز دوران اسراییل و امریکا مانند دوستم ، کرزی ، ربانی ، مسعود (لعنت بر روح سیاه اش )، فهیم ، محسنی ، رحیم وردگ ، حنیف اتمرو دیگر مز دوران اسراییل امروز با چه بی شرمی از بمباران امریکا ، کشتار مردم ملکی ، فقر ، گرسنگی مردم افغانستان استقبال نموده و شگوفایی و ترقی کشور ما را جنایت می نامند.

من اسناد موثقی از جاسوسی و مزدوری همه این مز دوران بدنام در اختیار دارم و انرا به زودی دراختیار سایت اصالت قرار خواهند داد .

بزودی به مناسبت ششم جدی ، صفحه ویژه جنایات رهبران و مز دوران بدنام اسراییل و امریکا براه انداخته می شود .

یکبار دیگر بر روح شادروان مرحوم کارمل درود می فرستاده ام  و لعنت آبدی نثار مزدورین اسراییل و آمریکا !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 

شورای متحد سناریوی جنایات  جدید!

 

چندی قبل مجله ای از شورای متحد را بدست آوردم  و از روی کنجکاوی خواستم بدانم که این شورای متحد چی است و چی گفتنی های دارد ، ولی متاسفانه که دیدن این شماره نشر شده شورای متحد ، مرا به یاد دیدن روزنامه ها و مجلات نازی هیتلری انداخت .

اولا در روی پشتی مجله ، نقشه افغانستان است که با نهایت بی شرمی اینگونه  تقسیم شده است.

زون شمال شرق –فارسی زبان

زون غرب –فارسی زبان

زون جنوب –پشتو

زون شمال-فارسی –ترکی

زون مرکزی- فارسی

زون شرق- پشتو-نورستانی

زون جنوب شرق-پشتو

زون پایتخت –فارسی –پشتو

 

 که تنها دیدن این نقشه خود گفتنی های زیادی دارد و این را میرساند که این شورای متحد در حقیقت یک شورای نام نهاد مزدوری  است که به قدرت نرسیده ، افغانستان را از روی زبانهای ان تقسیم می کند. و بعدا مطالب که در ان به نشر رسیده اند ، گذشته از اشتباهات گرا مری و املای ان ، سراسر توهین و دروغ پردازی درمورد تاریخ کشور ما افغانستان است .

این نقشه با این تقسیمات چی مفهومی دارد ؟ چی معنایی را برای مردم کشور دارد؟

معنایش این است که شورای متحد! چه نقشه زیبا و متحدی را برای افغانستان ترسیم کرده است . نقشه که از روی زبان تقسیم می شود .

شورای متحد! توسط کسانی تشکیل شده است که خود عامل بدبختی و جنایات که امروز درکشورما صورت میگیرد ، میباشند . این آقایان کسانی هستند که سالهاست کشور ما را توسط تفرقه افگنی های مذهبی ، زبانی و فرهنگی به نیستی روبرو کردند .

این شورای متحد است که با فریب و اغواگری ،جوانان کشور را با افکار شیوینستی و هژمونیزمی ترغیب نموده و انان را میخواهند که برای بدست اوردن قدرت ، وسیله قرار داده و استفاده سیاسی نمایند.

 

جای تاسف است که این آقایان محترم مثل، جعفر کوهستانی ، حفیظ منصور ،  ضیارفعت ، محی الدین مهدی و غیره  آقایان مزدور پرو پا قرص ایران که فقط یک هدف را تعقیب می نمایند و ان هم فروپاشی کشور به دستور با داران ایرانی و ایجاد تفرقه های نژادی و لسانی و مذهبی در افغانستان .

شورای متحد از کسانی تشکیل شده است که همه اینان کشور را به هزار بخش تقسیم کرده و حال با مسموم کردن ذهنیت جوانان افغان ، میخواهند که افکار خطرناک و زهراگین شریعتی و مصطفی مطهری و غیره جنایت کاران ایرانی را که حتی در کشور خویش یعنی ایران چه جنایت که نکردند و امروز 30 سال بعد از انقلاب ایران هنوز تازه جنایت این ملا های خطرناک ایرانی افشا میگردد ، به جوانان افغان تزریق نمایند .

این گروه که توسط سازمان اطلاعات ایران ، اسراییل و بعضی کشورهای دیگر تمویل میگردد ، خود کسانی بودند که در اجلاس بن امریکا را به افغانستان کشانیدند و کشور را دودست به امریکا و ناتو سپردند ، تا از خشم طالبان در امان باشند، حال با تزریق افکار زهرالود به جوانان افغان میخواهند به خشونت ها و درگیری های قومی و زبانی و مذهبی در کشور ما دامن بزنند .

یکی از موضوعات که باعث خشم من شد ، ترجمه مطالب یک جاسوسی انگلیسی بنام نظیف شهرانی است که اقای مهدی! انرا به دری برگردان کرده است و من از این تعجب میکنم که چگونه این آقایان که خود را دموکرات و آزادیخواه می نامند ، دست به چاپ اینگونه نوشته های جنایت کارانه و خائنانه می زنند.

شورای متحد فراموش کرده که همین آقایان بودند که در سال 1991 کابل را به گفته با داران اصلی خویش یعنی ایران و اسراییل و امریکا ویران کردند و همین ها بودند که امروز کشور را به کام خارجی ها انداختند .

مگر این شورای متحد همه جنایات خود را فراموش کرده و امروز یکبار دیگر با زهر پاشی های مذهبی ، زبانی و فرهنگی یکبار دیگر میخواهند که خدمات شانرا در دفاتر استخبارات ایران ، اسراییل و غرب ثبت نمایند .

همین شورای متحد بود که با تحریک جوانان کشور بر جدا سازی زبانی و ایجاد سناریوی دانشگاه و پوهنتون باعث قتل ، دستگیری و اخراج ده ها محصل جوان کشور از پوهنتون دولتی کابل گردید و حال با بسیار بی شرمی دست به توطئه و جنایت در مقابل شخصیت های ملی کشور میزنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

 

اطلاعیه

وبلاگ افغانستان نسبت وفات سرور همایون استاد ادبیات پوهنتون کابل که سالهای سال جوانان کشورما را تربیه و تدریس کردند ، تسلیت و تاسف خود را ابراز میدارد . از تمام بازدید کننده گان عزیز میخواهم که لطفا با گذاشتن یک پیام ، در این ضایعه بزرگ وفات استاد همایون شرکت جویند.

بااحترام

مدیر وبلاگ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

خزف و گهر

شعر: مرحوم شاد روان رازق فانی

 


طعنه بــــرخسته رهروان نزنيد
بـــوسه بر دســـت رهزنان نزنيد


چون کمان کهنه شد، کمانش  پير
به هـــدف تير ازآن کــــمان نزنيد


تکيه بر زنـــــده گان کنيد ای قوم
تاج بــــر فرق مــــردگان نـــزنيد


هيچ گاهـــــی خزف گهر نــــشود
خــــاک در چشـــم مردمان نزنيد


چـــــون خود ازهمرهان قافله ايد
هـــــمرهء دزد کاروان نــــزنـــيد


باده با دوست در عيان چو خوريد
لقــــمه با غــــير در نهــــان نزنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آریا  | 

آهنگ تمنا

شاعر محترم بارق شعفیی

برخيز جوانا !

         برخيز بهار آمده بس دلکش و زيبا  

               از بستر گلها

                   تا بام ثريا  

                      هر گوشه دل انگيز و صفا خيز و فريبا .

 

رامشگر گلشن

در بزم چمن زخمۀ اسرار نوازد

                 وز شور نوا ها  

                       دوشيزۀ گلها 

                          مستانه کند رقص به آهنگ تمنا .

تا کی من و تو سرد

              نوميد و ز خود رفته و بی سوز دل و درد   

                                                           بی باور و تنها .  

 برخيز جوانا !

از نالۀ مرغ چمن آن سوز بيندوز

              کاندر دل صحرا  

                       يا دامن کهسار وطن لالۀ حمرا . 

 

بر شاهد گيتی

        زيب دگری بند چو مشاطۀ هستی  

                 آنگونه فريبا 

                            کز جلوۀ گيرا:   

                                انديشه به شور آورد هنگام تماشا .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آریا  |